-
*139* جمع مشتاقان
پنجشنبه 17 مهر 1393 09:44
*139* جمع مشتاقان در سوگ شهریار شهریارا داغ میباری به جان ما چرا؟ میزنی آتش ز هجران خرمن ما را چرا؟ در تنور داغ فرزندان خود میسوختیم ایپدرجان داغ افزودی به داغ ما چرا؟ بلبلان در برگریز از باغ هجرت میکنند در بهار لالهزاران کردهای پر وا چرا؟ میکنی گلزار را از نغمههای خود تهی میپسندی...
-
*138* پیک از پا فتاده
چهارشنبه 16 مهر 1393 09:43
*138* پیک از پا فتاده ابتدای اراده را مانم پرچم ایستاده را مانم میکشندم به خاک گمراهان به دلیلی که جاده را مانم خاطرم را خط خطایی نیست لوح سیمین ساده را مانم نیست راز دلم به کس پنهان نامهی سرگشاده را مانم غزلم صافی کدورتهاست ساغر پر ز باده را مانم میکشد دست اشتیاق مرا پیک...
-
*137* یک قافله غفلت
سهشنبه 15 مهر 1393 09:42
*137* یک قافله غفلت بر دایره یک عمر نفسسوز دویدم یک آه! از این مرکز غفلت نبریدم با بند مرا الفت دلخواستهای بود صد بار قفس باز شد و من نپریدم شد دام به پای نظر واقعهبینم آن پیله که با رشتهی اوهام تنیدم با آن که دلم خانهی صد چشم تپش بود یک دم به رگ غیرت مردم نتپیدم جز دامن...
-
*137* یک قافله غفلت
سهشنبه 15 مهر 1393 09:42
*137* یک قافله غفلت بر دایره یک عمر نفسسوز دویدم یک آه! از این مرکز غفلت نبریدم با بند مرا الفت دلخواستهای بود صد بار قفس باز شد و من نپریدم شد دام به پای نظر واقعهبینم آن پیله که با رشتهی اوهام تنیدم با آن که دلم خانهی صد چشم تپش بود یک دم به رگ غیرت مردم نتپیدم جز دامن...
-
*136* دایهی شیشهای
دوشنبه 14 مهر 1393 09:41
*136* دایهی شیشهای مادرم مادر خوبم چشم تو چشمهی احساس لب من غنچهی امّید دست تو دسته گل یاس نینی چشم امیدم خفته در حسرت آغوش بغل مادریت را یاد من کرده فراموش مانده در پرده حسرت گوش من بیسخن تو تشنه و سرد و خموش است لب من بی لبن تو من و گهوارهی خلوت تو و دیوار جدایی من و...
-
*135* باغ گیلاس
یکشنبه 13 مهر 1393 09:39
*135* باغ گیلاس داسها پاس را درو کردند حرمت ناس را درو کردند با دواندن به گرد بیهدگی پای انفاس رادرو کردند خرملخهای بومی نفرت دشت احساس را درو کردند پیله کردند کرمهای فساد باغ گیلاس را درو کردند ترشرویان ز کوهسار صفا عطر ریواس را درو کردند داسها لادن و بنفشه و ناز زنبق و یاس را درو کردند...
-
*134* خلیج فارس
شنبه 12 مهر 1393 09:38
*134* خلیج فارس مرا رگ حیات زمین خواندند سوداگران خون و با نام انتقال با سرنگ نیرنگ میلیونها واحد خونم را برای روز مبادا در سردخانهی تراستها انباشتند بشکهای ده دلار و پنجاه سنت مرا رگ حیات زمین خواندند سوداگران خون و سالهاست که به نام درمان زالوی متّههاشان حجامتی بیپایان دارد بر...
-
*133* فلسفهی اشتراک
جمعه 11 مهر 1393 09:37
*133* فلسفهی اشتراک هنوز لالهی خونش به خاک میخندد هنوز زخم تنش دردناک میخندد چو گل ز کینهی پاییز پرپر است و هنوز چو غنچه با جگر چاکچاک میخندد زدهاست بادهی وصل و ز جوش سرمستی به اشک دختر ناکام تاک میخندد به بانگ قهقههی خون ز منطق توحید به ریش فلسفهی اشتراک میخندد ز گرد و خاک...
-
*132* ترجیع جنون
جمعه 11 مهر 1393 09:35
*132* ترجیع جنون تا بذر محبتش به دل کاشتهایم صد خرمن اشتیاق برداشتهایم ما پرچم لاله را به بازوی نسیم در رهگذر بهار افراشتهایم دریا دریا سرشک هجرانش را در دیدهی انتظار انباشتهایم چندیست چراغ رهگذاران شدهاست آن دیده که یک عمر به ره داشتهایم در عشق سرودهایم ترجیع جنون در معرکهی...
-
*131* نماز عشق
پنجشنبه 10 مهر 1393 09:34
*131* نماز عشق میروم تا قامت افرازم نماز عشق را تا گشایم در قنوت خلسه راز عشق را گر نیازم را برآرد عشق با شور جنون من برآرم با نثار خون نیاز عشق را میزند بر تار جان چنگ محبّت زخم غم میسپارد نالهام راه حجاز عشق را مینوازم نغمهی جانسوز در بیداد عشق میترازم زین نوازش سوز ساز عشق را...
-
*130* فصل کوچ
چهارشنبه 9 مهر 1393 09:33
*130* فصل کوچ لاله میروید به باغ سینهام گرم میسوزد چراغ سینهام فصل کوچ لالههای گلشن است داغ میروید به باغ سینهام کشتهی چشمان مست ساقیم دور خون دارد ایاغ سینهام از شراب کهنهی غم نو به نو تازه میگردد دماغ سینهام تکدرخت تشنهی دشت غمم برق میسوزد ز داغ سینهام در سرای...
-
*129* تیلهی اشک
سهشنبه 8 مهر 1393 09:32
*129* تیلهی اشک بیا به خلوت عشّاق در قبیلهی اشک مگر وصال میسّر کنی به حیلهی اشک به اقتدای ارادت ببند قامت عشق به سوی دیدهی ما قبلهی قبیلهی اشک به آب دجله و زمزم نمیتوانی شست غبار دامن اخلاص بی وسیلهی اشک بیا که جامهی میثاق را بیاراییم به ذوق سوزن احساس با ملیلهی اشک مگر...
-
*128* میقات خونین
دوشنبه 7 مهر 1393 09:30
*128* میقات خونین گفتند "خانه" امن است و به میهمانی خواندند ما را که از قبیلهی "بوطالبیم" و "شعبنشین" همیشهی تاریخ و "خانه" میراث ماست به میهمانی خواندند این "کوفیان" همیشهی تاریخ فرزندان زیادی "فرزند زیاد" و ما که دیده بودیم حجّ...
-
*127* ترانهجوش خیال
یکشنبه 6 مهر 1393 09:29
*127* ترانهجوش خیال ترانهجوش خیالم چو آب روشن باد رواق خاطرم از شعر ناب روشن باد هماره از اثر گریهی سحرگاهان دلم چو آینهی آفتاب روشن باد به روی سالک سرشار از عطش ای دوست! طریق عشق تو دور از سراب! روشن باد به رهگذار نسیم شبانهی کویت چراغ دیدهی من بیحباب روشن باد ایاغ سینه مبادا...
-
*126* عیار گهر
شنبه 5 مهر 1393 09:27
*126* عیار گهر آتشسوزی کتابخانهی دانشکدهی ائبیات دانشگاه اصفهان دیروز شنیدم خبر سوختنش را گوش سر و دل هر دو از آن یک خبرم سوخت "بنگاه ادب سوخت در آتش" خبر این بود امروز که دیدم به نگاهی جگرم سوخت بر خرمن آن سوخته ققنوس نگاهم جانسوز بنالید که پا تا به سرم سوخت بدرود به پرواز...
-
*125* کویر
جمعه 4 مهر 1393 09:25
*125* کویر آن جا که آسمان و زمین را خویشاوندی ایست نزدیک نزدیک نزدیک هردو تهیدستند آن از بارش و این از رویش آن جا آسمان به زمین نزدیک است آن جا که آب را معنای دیگریست با حرمتی والا که باید آن را قسمت کرد و کسی آب دیگری را نمیریزد آن جا که نه تنها آسمان کوزهها حتّی نم پس...
-
*124* نسیم دشت
پنجشنبه 3 مهر 1393 09:23
*124* نسیم دشت به سینه چلچهی غم چو لانه میگیرد بهار یاد تو در جان جوانه میگیرد کتاب خاطره یاد تو را به فصل نخست ز خاطرات خوش کودکانه میگیرد فضای کوهی دردم به یاد خندهی تو شمیم عطر خوش رازیانه میگیرد برای حکمت و پندت که رنگ بازی داشت هنوز کودک جهلم بهانه میگیرد ترانه...
-
*123* چوب را بسرای
چهارشنبه 2 مهر 1393 09:23
*123* چوب را بسرای بیا به خوبی این فصل خوب را بسرای دلم گرفته بلوغ غروب را بسرای سرایش بت و بتخانه را قلم بشکن به بیت آینه آن خوب خوب را بسرای ز شرق و غرب سرودند خوب و بد بسیار شمال را بگذار و جنوب را بسرای جهان شب است ولی یک شب ستارهنشان شهابهای شب نقرهکوب را بسرای مباش...
-
*122* بیش و کم
سهشنبه 1 مهر 1393 09:21
*122* بیش و کم هم از شادی هم از غم میسرایم برای سور و ماتم میسرایم به هر محفل نشیند سوز و سازم زمانی زیر و گه بم میسرایم گه از مکنت گه از درویشی خویش هم از بیش و هم از کم میسرایم گهی از درد گویم گه ز درمان گهی از زخم و مرهم میسرایم بود ذمّ بدی مدح نکویی اگر مدح و اگر ذم...
-
*121* هزاردستان پرید
دوشنبه 31 شهریور 1393 09:20
*121* هزاردستان پرید پرندهای از کویر به دشت باران پرید گشادهبالی اسیر ز بند زندان پرید چکاوک عشق بود ترانهی جان سرود بال شقایق گشود به اوج عرفان پرید چراغ ارشاد شد گلوی فریاد شد ناوک پولاد شد به قلب شیطان پرید به شمع، فانوس بود به باغ، طاووس بود به شعله، ققنوس بود به بزم توفان پرید...
-
*121* هزاردستان پرید
دوشنبه 31 شهریور 1393 09:20
*121* هزاردستان پرید پرندهای از کویر به دشت باران پرید گشادهبالی اسیر ز بند زندان پرید چکاوک عشق بود ترانهی جان سرود بال شقایق گشود به اوج عرفان پرید چراغ ارشاد شد گلوی فریاد شد ناوک پولاد شد به قلب شیطان پرید به شمع، فانوس بود به باغ، طاووس بود به شعله، ققنوس بود به بزم توفان پرید...
-
*120*نخجیر بیآهو
یکشنبه 30 شهریور 1393 09:19
*120*نخجیر بیآهو همچو روی او ندیدم روی دیگر از چه رویی رو کنم بر سوی دیگر تا جمالش گشته محراب امیدم چشم بستم از خم ابروی دیگر تا گرفتار طلسم آن نگاهم ایمنم از فتنهی جادوی دیگر تا به آزارم میان بستهاست بستهاست رشتهی جانم به تاری موی دیگر نقش او بر آب هم جاوید ماند دیده گر کوشد...
-
*119* لبگزیدن
شنبه 29 شهریور 1393 09:18
*119* لبگزیدن آلاله شدن به خون تپیدن زیباست از گلشن عشق بردمیدن زیباست صحرای جنون به سر سپردن عشق است در دامن عشق آرمیدن زیباست در وادی سنگلاخ و پرخوف طلب بر سینه به پای جان خزیدن زیباست در آبی بیغبار ایثار و شرف از لانهی خاک پرکشیدن زیباست هرچند شکستهبال با یک پرواز تا...
-
*118* خاکطبعی
جمعه 28 شهریور 1393 09:17
*118* خاکطبعی طلوع دولت بیدار بختیاران است پگاه روشن شبهای روزگاران است درون پردهی شب مرغ انتظار سحر قراربخش شبآهنگ بیقراران است اگرچه قصّهی یلدا دراز افتادهاست شب امید چراغان ز چشم یاران است هلا غزال سحر! نافهی امید بیار که گرگ و میش پگاه امیدواران است بیا که چهرهی...
-
*117* غریق امید
پنجشنبه 27 شهریور 1393 09:16
*117* غریق امید تا بود پیش مردم دنیا مجید بود گرچه سیاهبخت ولی روسپید بود دانی که شمس زندگیش کی غروب کرد؟ در صبح آن زمان که "غریق امید" بود (1365) محمّد مستقیمی - راهی
-
*116* نیل عزا
چهارشنبه 26 شهریور 1393 09:15
*116* نیل عزا در سوگ خواهرزادهام مجید مستقیمی مرگ تو زنده کرد همه داغهای ما آورد ارمغان غم دیگر برای ما درد و غمی دوباره به غمهای ما فزود آوازه گشت قصّهی درد و بلای ما دوران چرا فسانهی ما را ز سر گرفت از یاد رفته بود مگر ماجرای ما نیل عزا ز جامهی ما رخت بسته بود بار دگر نشست به نیلی...
-
*115* رود رود خیابان
سهشنبه 25 شهریور 1393 09:14
*115* رود رود خیابان دوباره سرخی خون در سپید جاری بود به رود رود خیابان شهادت جاری بود دوباره ریشهی یأس سیاه میپوسید ز هر کرانه زلال امید جاری بود دوباره بوی گلاب و سپند میآمد به کوی و برزن ما بوی عید جاری بود دوباره اشک پدر بود و گریهی مادر نه آشکار که در ناپدید جاری بود حسینیان به...
-
*114* یلدا
دوشنبه 24 شهریور 1393 09:12
*114* یلدا (تولّد من یلدای 1330) بخت سیه رقم زد میلاد من به یلدا تا شمعسان بسوزم در انجمن به یلدا تا دم پدر گفت:"خاموش مرغک من!" در استعاره باید گویی سخن به یلدا دی بود و دیر پایید شاخ ترانه خشکید بیبرگ و بار باشد باغ و چمن به یلدا چشم طرب چه داری از نغمهی حزینم من در قفس...
-
*113* میعاد شرف
یکشنبه 23 شهریور 1393 09:11
*113* میعاد شرف مرغ سحر از دام شب ناگاه پرزد در ساحت امالقرا بانگ سحر زد دست خدا با خامهی تکوین درآویخت بر نالهی غمدیدگان نقش اثر زد اقبال شد شهبال پرواز رهایی افتادگان را حلقهی شوکت به در زد فریاد شوق نور در بتخانه پیچید ناقوس کفر عالمی زنگ خطر زد آتشگه استخر را توفان توحید خاکستر...
-
*112* بختک بیحاصلی
شنبه 22 شهریور 1393 09:10
*112* بختک بیحاصلی بوی خزان میدهد باد بهاران مرثیهرنگ است آواز هزاران نغمهی کوچیدن از باغ بهار است بر لب افسردهی نمنم باران بختک بیحاصلی سخت گران است خواب ملخ دیدهاند مزرعهداران آحوی وحشی رمیدهاست و نشاندهاست گرد تأسّف به فتراک سواران در پی گل میزند بلبل عاشق پرسهی...